سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
اساس حکمت مدارا کردن با مردم است . [امام علی علیه السلام]
 
شنبه 95 تیر 5 , ساعت 1:17 عصر

جدید پرسش و پاسخ از علامه کورانی در مورد مهدویت و ظهور 

 

(پرسش و پاسخ از علامه کورانی در موضوع مهدویت و ظهور - بهار 95- مراسم اعتکاف)

 

_می گویند زمین بدون حجت نمی ماند و بعد از امام زمان ارواحنا فدا امامان دیگر هم رجعت میکند. مسئله رجعت و ظهور چه ارتباطی دارند؟

رجعت. باید بگوئیم که در زمان حضرت علم خیلی پیشرفت میکند و رفت و آمد به جاهای دیگر معمولی می شود. 7 زمین داریم که 5 تای آنها آبادی و دو تا آباد نیست. رفت و آمد به این زمین ها داریم. یعنی در باز میشود به عوالم دیگر. رجعت یعنی از آخرت اولین کسی که رجوع میکند بعد از حضرت، امام حسین علیه السلام است که حکومت میکند تا اینکه پیر می شود و فوت میکند و سرجایش هم دفن می شود. این رجعت است. رجعت یعنی درها باز می شود به عوامل دیگر و رفت و آمد می شود. رسول الله و علی علیه السلام بارها برای کار می آیند و برمیگردند. یه رجعتی داریم برای تعدادی از مردم. " لا یرجع الی الدنیا الا من محض الایمان محضا، أو محض الکفر محضا " رجعت داریم در اول وقت ظهور حضرت. اینها که از قبرها بلند میشوند برای یاری حضرت. اینها از اصحاب حضرتند. رجعت اصحاب کهف هم داریم. رجعتی هم داریم که بعدا میشه. برنامه ای خداوند تبارک و تعالی داره که از عوامل دیگر یا عالم آخرت رفت و آمد به عالم ما می شود...

 

_ کسی که دعای عهد 40 روز میخواند با توجه به روایت و وعده امام صادق علیه السلام جزء یاران حضرت می شویم؟

 درسته. به وعده امام صادق علیه السلام جزء یاران مخصوص حضرت میشویم ولی گاهی ما خرابش میکنیم. این دعای عهد مقتضی دارد. مقتضی ست. مقتضی است که من را بلند کند به این مقام. ولی اگر من خیلی سنگینم یک خرده بلند می کند و این تاثیرش بر حسب اشخاص متفاوت است. دعای عهد به بعضی اصحاب حضرت موثر است و جزء یاران حضرت می شوند و برخی نه.

 

_  شیطان چه وقت گردن زده می شود؟ ظاهرا یک سری از روایات به امیرالمومنین علیه السلام اشاره دارد و برخی امام زمان عج.

با آمدن پیغمبر و امیرالمومنین علیه السلام در دولت امام مهدی علیه السلام شیطان کشته می شوند، ولی شر میمانند... منابع شر، خود انسان، مردم و ابلیس هستند. یکی از منابع شر(شیطان) نابود می شود، یعنی شر کمتر می شود. اما شر می ماند و و ثواب و عقاب هم به نسبت کمتر می شود...

 

_ آیا حتما باید منتظر عاشورایی باشیم که شنبه ست و احتمال دیگر قطعا ممکن نیست؟

حدیث به نظر بنده صحیح است که روز ظهور حضرت روز شنبه روز عاشورا و سال فرد قمری ست.

 

_ سفیانی یک فرد است یا تفکر؟

فرد است. حاکم سوریه،فلسطین، اردن است و دشمن سرسخت امام سلام الله علیه که پیمان با یهود و غربی ها دارد و از فرزندان معاویه است.

 

_ این فرمایش رهبری که فرموند تا 25 سال آینده اسرائیل وجود نخواهد داشت آیا ربطی به این مسائل ظهور دارد یا خیر؟

می شود. خدا حغظ کند سید حسن نصر الله را. گفت اسرائیل قبل از ظهور حضرت نابود نمی شود؟ گفتم بر حسب فهم من به دست حضرت نابود می شود. دلالت های مختلف آورد که قبل از ظهور حضرت است... گفتیم ان شاء لله امیدواریم. گفتیم هم شما سید هستید و هم همتتان بالاست ان شاء لله که با وارد شدن به قدس مقدمه ظهور حضرت باشد...

 

_ سلاح های زمان حضرت مهدی عج چگونه ست؟ میگویند سلاح های اتوماتیک از کار می افتند و فقط شمشیر است. این درسته؟

خیر. سلاح حضرت مهدی سلام الله علیه از سلاح های همان عصر است . اما خود ایشان اسلحه مخصوصی دارند... " لیرکب السحاب و یلقی فی الاسباب غیره..." غیره دلالت بر این دارد که سلاح های دیگری هم دارد. و معجزه هم دارد. از هر سه در جای خود استفاده میکند.

 

_ سوالات مکتوب مغتکفین همینها بود و سوال شفاهی این است که با توجه به فرمایش رهبری در نابودی اسرائیل در 25 سال آینده و همچنین پیش بینی شما در نابودی وهابیت در 8 سال اینده آیا اینها قابل جمع است؟

بله. بله قابل جمع است. شاید مثلا اسرائیل نابود شود و امام وارد قدس شود.

 

_ فتنه ای که بعد از حضور حضرت در کوفه و بدست شیعیان رخ میدهد که میگویند تولی را قبول دارند و تبری را قبول ندارند چیست؟ توضیح میفرمائید؟

بله. اینها وحدت را بد میفهمند. وحدتی که ما میفهمیم و امام خمینی ره مطرح کرد، وحدت با سنی ها وحدت سیاسی ست... در آزادی مذهب. در لبنان بنده به بعضی از علمای سنی ها میگویم درباره وحدت، چه اشکال دارد به ما آزادی بدهید. بچه های شما و ما بیایند عملیات علیه اسرائیل انجام دهند، وقتی به مرز اسرائیل رسیدند بچه های شیعه بگویند یا الله یا محمد یا علی و بچه های شما بگویند یا الله یا محمد یا عمر، چه اشکال دارد؟ آزادی بدهیم به مردم. در وحدت ما با سنی ها یک ذره از مذهب ما تنزل نمیکنیم. خودشان هم تمسک کنند به مذهبشان. ما تولی و تبری داریم. اصلا مذهب ما قائل است بر تولی و تبری. اسلام بر تولی و تبری تاکید دارد. میگویند شما چرا همیشه از تبری می گویید؟ گفتم ایا شما می توانید بگوئید اشهد إلا الله؟ گفت خیر، اشهد ان لا اله الا الله. گفتم لا اله یعنی چی؟ تولی ست. الا الله یعنی چی؟ تبری است. هر دینی دو ستون دارد. تبری از شر و اله دیگر و تولی به خدا. تولی و تبری لازمه. ما از ظالمین به اهل بیت علیه السلام از ایشان تبری میکنیم. کی هستند؟ و اصرار بر جواب دارند و من جواب های مختلف میگویم. یکی گفت شما شجاعت ندارید اسمشان را ببرید؟ اللهم العن من ظلم... گفتم خیر ما شجاعت نداریم شما میتوانی بگو. یکی گفت، کی هستند اینها؟ گفتم ظالمان اهل البیت از نظر ما و شما ملعونند. شما لعنشان کن؛ لعنت، صاحبش با ایمیل می رسد... لازم نیست بحث کنید که حتما اسم بگوئید، آزادی ست. آزادی به ما بدهید و ما هم مراعات میکنیم و از مقدسات شما اسم نمی آوریم، اما آزادی به ما بدهید...

 

_ اگر ظهور روز شنبه ست پس چرا ما انقدر بر صبح جمعه تاکید میکنیم؟

به این دلیل که امام روز جمعه مکه را میگیرد و میماند تا شنبه ظاهر شود.

 

_  یعنی ما روز جمعه میفهمیم که امام ظهور کرده؟

آغاز ظهورش که مکه را میگیرد روز جمعه ست. ندای به نام حضرت قبل از چند ماه هم روز جمعه ست و پیعامش به جهان روز شنبه و دهم محرم و روز عاشوراست. روز جمعه مربوط به حضرت سلام الله علیهاست.

 العجب ثم العجب بین الجمادی والرجب این روایت در مورد اتفاقی ست در سرزمین عربستان. والعجب بعد از ظهور حضرت که در مورد ظاهر شدن بعضی از یاران حضرت از قبور است. و 23 ماه مبارک در روز جمعه در سال زوج صیحه و ندای آسمانی است.

 

_ در جواب یکی از سوالها فرمودید که شیطان در زمان ظهور حضرت گردن زده میشه؛ این مغایرت نداره با آیه فانظر ان لا یوم آخرین؟

خیر، یکی از رجعات رجعت پیامبر و حضرت علی علیه السلام است. حکومت امام زمان عج طولانی ست. و به عدد سنین اهل کهف یعنی 309 سال حکومتش است. شاید بعد از 200 سال مثلا. زمین، مردم و جامعه وضع دیگر دارند. شیطان کشته می شود. الان شما در نمازتانn  معدل دارید و شیطان میخواهد طمع کند و شما مقاومت کردید. نفس و مردم یعنی منابع شر، نفس انسان، شیطان ، مردم؛ یکی از منابع کم شود، از میزان حسنات و سیئاتش به نسبت حساب خدا کم و زیاد می شود. شر همچنان با منابع دیگر در زمین می ماند.


شنبه 95 تیر 5 , ساعت 1:14 عصر

ظهور سفیانی در شام نزدیک است+سند جدید

به گزارش مشرق، متنی را که ملاحظه می فرماید محتوای نسخه ای است از مجموعه نسخ اهدایی میناسیان به کتابخانه دانشگاه UCLA در امریکا که مسوولان کتابخانه مزبور آن را همراه با بسیاری از نسخ دیگر روی وب سایت خود گذاشته اند.

نسخه مزبور از صفحه 3 تا 35 ادامه یافته و عنوانی که به آن داده شده «داستان خروج سفیانی» است، اما مع الاسف نام نویسنده و تاریخ تألیف در این نسخه نیامده است.

از اشارات موجود در متن چنین معلوم می‌شود که وی از رجال شهر کرمان است که به طهران هم رفت و آمد دارد. وی در اواخر رساله، اشارتی هم به کاغذی دارد که آقاخان از بمبئی فرستاده و در آن هم آمده است که منجمان فرنگی هم وعده ظهور عیسی و امامی از مسلمانان را داده‌اند.

به هر حال شک نیست که این نسخه در کرمان تألیف شده و همان طور که خواهد آمد تاریخ آن نیز سال 1285 ق در میانه دوره ناصری است.

بخش اصلی و نخست رساله در باره داستان خروج سفیانی است. مسأله‌ای که نویسنده بر اساس روایات موجود تلاش کرده است تا گزارشی از خروج سفیانی و چگونگی آن بدهد.

طبعا در میانه گزارش، تلاش دارد تا ضمن آن که مجموعه نقل‌های مربوط به سفیانی را در یک گزارش یکپارچه ارائه می‌دهد، به برخی از اختلاف نظرها اشاره کرده و برای آنها یا ابهامات دیگر، وجه جمع یا راه حلی بیابد.

از آنچه در پایان رساله آمده که ثقه‌ای خبر داده است که سفیانی متولد شده، و نیز شواهد دیگری که او در باره احتمال نزدیکی ظهور دارد، معلوم می‌شود که این گزارش برای روشنگری در این زمینه نوشته شده است. انتظار وی آن است که با انتشار اولین خبر در باره ظهور سفیانی، ما وظیفه داریم تا خود را آماده قیام کنیم.

ادامه مطلب...

شنبه 95 فروردین 7 , ساعت 10:59 صبح

زندگی یعنی وقف او شدن .. جدید

 

صاحب ال

دنیا دریای عمیقی است که بیشتر مردم در آن غرق می شوند  و آخرالزمان زمانی که همه بر رسم جاهلیت زندگی کنند، مگر آنانی که در آغوش رحمت الهی قرار بگیرند...

 

« بسم الله الرحمن الرحیم »

 

امیرالمومنین علی (علیه‎ السْلام) فرمودند: «ای مردم! ... در آن روز (قبل از ظهور قائم علیه ‎السْلام) همه بر رسم و روش جاهلیّت زندگی خواهند کرد، مگر آن کس که مورد رحمت خداوند قرار گیرد.» (2)

مسلّماً برای قرار گرفتن در زیر چتر رحمت رحمان، راهی هست وگرنه خلاف عدالت بود؛ زیرا اگر در دنیا باشیم دنیایی که به خودی خود عمیق است و فریبنده و از طرفی آدم باشیم و مایل به گناه (3) و از طرفی آخرالزمان باشد و زمان غربال اکثریت و شنا هم بلد نباشیم؛ یعنی ما در تاریخ و شرایطی قرار گرفته ایم که گمراه شدنمان حتمی است؛ که این، با عدالت و حکمت و رحمت الهی نمی سازد.

به همین دلیل به برخی از احادیثی که به نظر ما شنا کردن در جریان رحمت الهی را نشان می دهد، سری می زنیم تا با عمل به آن ها، خود را در این مسیر، قرار داده و از جریان هلاکت آخرالزمانی فاصله بگیریم.


راه نجات در بازار مکّاره دنیا

روزی عبدالحمید واسطی در محضر امام و سرور خود، باقر العلوم (علیه ‎السْلام) شرح حال خویش را بیان کرد؛ او از وقف کردن خود برای ظهور گفت و از ترک دنیا و بازار دنیا؛ (4) امام دل او و دل تمام مهدی صبوران تاریخ را قرص کرد و فرمود: آیا فکر می کنی اگر بنده ای خود را برای ما وقف کند، خداوند راه نجاتی برای او نمی گذارد؟! (5)

شاید عبارت فرمایش مولا این باشد که آیا فکر کرده ای خدا ما را تنها می گذارد؟! آیا فکر می کنی راه نجات مردم گرفتن دنیا است؟! عبدالحمید جان! و تمام آنانی که خود را وقف آل الله کرده اید بدانید که «مَن أتاکُم نَجی» (6) هر کسی نجات می خواهد به در خانه ی ما می آید. نه تنها تو عبدالحمید، بلکه هر بنده ای که خود را وقف ما کند، رحمت خدا شامل حالش خواهد شد.(7)

وقف زندگی، برای ظهور، به معنی رهبانیت و گوشه نشینی نیست؛ وقف چشم، گوش، زبان، قلم و ... به معنی بستن چشم، پنبه گذاشتن در گوش، سخن نگفتن، مهدی نوشتن مدام و... نیست خوب می دانیم که زندگی وقف مهدی (علیه السلام)، زندگی دغدغه مند برای جلب گوشه چشمی از مولا و جلو انداختن ظهور آل الله است.


جواهراتی گرانبها برای تمام مردم دنیا

گفتیم نجات انسان آخرالزمانی وقتی است که مورد رحمت الهی قرار بگیرد از جمله افرادی که اهل بیت (علیهم‎ السْلام) برایش، طلب رحمت فرمودند، بنده ای است که خود را برای اهل بیت و ظهور امام مهدی (علیهم‎ السْلام) وقف می کند و کسی که امر اهل بیت (علیهم‎ السْلام) را با نشر کلام ایشان زنده می کند.

یاد فرمایش مولایمان اما رضا علیه‎السْلام افتادم که فرمود: خدا رحمت کند کسی را که امر ما را زنده می کند! (8)

زنده کردن ولایت ائمه در جان مردم، با نقل سخنان ایشان است. چرا تمام مردم جهان، با جواهراتی که ما داریم، آشنا نشوند؟! مگر از سرقتشان می ترسیم؟! سروران ما را کسی نخواهد دزدید؛ زیرا هر چند که برای همه جذَاب و دلربا هستند؛ اما همه، ظرف نگهداری از آنان را ندارند. هر کس که قلب پاک و گوهرپروری دارد، می تواند از آنها محافظت کند.

سروران ما، تکثیر می شوند در ظرف قلب همه ی مومنان! و پس از تکثیر از آنها کم نمی شود، زیرا آیینه ی آن ذاتی هستند که هر چه ببخشد کم نمی آورد. (9) مثال نور که سخاوتمندانه روشنایی خود را به همه می بخشد و قدر ظرف هر موجود، مقدار بهره مندی اوست.


خدایا! به دعای مستجاب مولا! (10) در این دوران فریبنده که شیطان با تمام قوا ایستاده تا کسی حرف از حق نزند و جواهرات الهی ناشناخته مانند، توان نشر گفتار الهی آنان را نصیب فرما که محتاج رحمت توایم!

 

پی نوشت:
1) امام کاظم علیه‎السْلام فرمودند: لقمان به پسرش گفت: . . . اى پسرم! دنیا دریاى عمیقى است که بسیارى در آن غرق شده‌ اند ...: اصول کافی، ج 1، ص 16، ح 12.
2) بحارالأنوار، ج 52، ص 381؛ وسائل الشّیعه، ج 15، ص 77.
3) سوره مبارکه یوسف/53: «... إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّیَ ...»: نفس قطعاً به بدى امر مى‏کند مگر کسى را که خدا رحم کند.
4) منظور او از ترک بازار، خانه نشینی و دست روی دست گذاشتن نیست؛ تأیید امام در این روایت و روایاتی که بر ترک رهبانیت صراحت دارد و ... نشان می دهد که منظور او استفاده شخصی نکردن از بازار و دنیا و معطوف کردن توجه خود به ظهور است.
5) ایشان به حضرت عرض کرد: "أصلحک اللَّه! ما بازارهاى خود را به خاطر انتظار این امر رها ساختیم و امام فرمود: اى عبد الحمید! آیا فکر می کنی کسی که خودش را به خاطر خداى تعالى حبس کند و خداوند براى او گشایشى قرار ندهد؟ آرى به خدا سوگند! خداوند براى او گشایش قرار مى ‏دهد ...": محمد بن على ابن بابویه، کمال الدین و تمام النعمة، پهلوان، قم: موسسه علمى فرهنگى دار الحدیث، 1380 ه.ش، ج2، ص 546.
6) فرازی از زیارت جامعه کبیره: «وَ الْبَابُ الْمُبْتَلَى بِهِ النَّاسُ مَنْ أَتَاکُمْ نَجَا وَ مَنْ لَمْ یَأْتِکُمْ هَلَکَ»؛ و شما دروازه آزمایش مردم هستید، کسى که به سوى شما آمد نجات یافت و آن که نیامد نابود شد: شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان.
7) رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً حَبَسَ نَفْسَهُ عَلَیْنَا رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْیَا أَمْرَنَا: ادامه حدیث بازگو شده در پاورقی 5.
8) عبد السلام بن صالح هروى از امام رضا علیه‎السْلام شنید: رحمت خدا بر آن بنده‏ اى که امر ما را زنده گرداند. عرض کرد: چگونه امر شما را زنده کند؟ فرمود: تعالیم ما را فرا گیرد و آنها را به مردم بیاموزد؛ زیرا اگر مردم زیبایی هاى سخن ما را بدانند، بى گمان از ما پیروى می کردند: عیون أخبار الرضا علیه ‏السلام: ج1، ص 307 ، ح 69. 
9) اعطنی بمسئلتی ایاک جمیع خیرالدنیا و جمیع خیرالاخره واصرف عنی بمسئلتی ایاک جمیع شرالدنیا و شرالاخرة؛ فانه غیر منقوص ما اعطیت: عطا کن به من به خاطر درخواستى که از تو کردم همه خوبى دنیا و همه خوبى و خیر آخرت را و بگردان از من به خاطر همان درخواستى که از تو کردم همه شر دنیا و شر آخرت را؛ زیرا آنچه تو دهى چیزى کم ندارد (یا کم نیاید): فرازی از دعای ماه رجب پس از هر فریضه.
10) رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً حَبَسَ نَفْسَهُ عَلَیْنَا رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْیَا أَمْرَنَا.


پنج شنبه 94 اسفند 13 , ساعت 1:36 عصر

پاسخ آیت‌الله بهجت درباره دیدار امام زمان جدید

احمدبن حسن بن ابی‌صالح خجندی، مدتی در جست‌وجوی امام زمان(عج) شهرها را می‌گشت و بسیار جدی بود و اصرار داشت که به حضور آن حضرت مشرف شود، عاقبت...
به گزارش مشرق؛ پژوهشکده مهدویت در کتاب «مهدویت، پرسش‌ها و پاسخ‌ها» به برخی از شبهات این گونه پاسخ می‌دهد:

راه‌های تشخیص صدق و کذب دیدار افراد با امام زمان(عج)

*رؤیت حضرت به چند طریق امکان دارد و تشخیص صدق و کذب آن چگونه است؟

رؤیت حضرت در عصر غیبت کبرا به سه صورت ممکعن است:

الف) در عالم خواب؛

ب) در حال مکاشفه؛

ج) در حال بیداری.

که در حال بیداری از نظر کیفیت و نحوه دیدار سه گونه دارد:

1 ـ دیدار با حضرت با عنوان غیرحقیقی؛ به گونه‌ای که دیدار‌کننده هنگام ملاقات و بعد از آن، هیچ گونه توجهی به شخص حضرت ندارد و ایشان در این دیدار، فردی عادی و ناشناس تلقی می‌شود، این رؤیت ممکن است برای بسیاری از افراد به طور تصادفی و ناشناس رخ دهد و حضرت با افراد برخورد داشته باشد، ولی هرگز او را نمی‌شناسند.

2ـ دیدار حضرت همراه با شناخت؛ یعنی شخص دیدار کننده حضرت را به هنگام دیدار بشناسد، این نوع رؤیت، بسیار اندک و انگشت شمار است؛ زیرا چنین رؤیتی با فلسفه غیبت منافات دارد و در عصر غیبت، اصل بر این است که حضرت از چشمان مردم پنهان باشد، مگر در مواردی که مصلحت مهم‌تری اقتضا کند و حضرت بنا به مصالحی خود را بشناساند که این نوع دیدار فو‌ق‌العاده اندک است؛

3ـ رؤیت حضرت در حال غفلت از حضور امام، یعنی شخص حضرت مهدی(عج) را ملاقات می‌کند، ولی در آن حال به حضور حضرت توجهی ندارد و وی را فردی عادی می‌پندارد، اما پس از ملاقات با توجه به دلایل و شواهد موجود، یقین پیدا می‌کند که وی امام عصر(عج) بوده است.

بیشتر تشرفاتی که در کتاب‌ها نقل شده است، از این نوع است و نشناختن نیز یا به دلیل غفلت شخص دیدار کننده در آن حال است و یا به دلیل اینکه حضرت در او تصرفات تکوینی و ولایی کرده و اجازه شناخت را به وی نمی‌دهد؛ ولی بعد از جدایی، از قراین دیگر قطع پیدا می‌کند که وی امام بوده است.

اما تشخیص صدق و کذب چنین رؤیت‌هایی، به دلیل یقینی و صدق گوینده نیاز دارد، چنین ادعاهایی از افراد ناموثق و بی‌تقوا پذیرفتنی نیست و اصل بر تکذیب مدعی چنین دیدارهایی است، مگر اینکه به صحت گفتار وی یقین داشته باشیم.

دلیل ناشناس بودن امام زمان(عج) در عصر غیبت

*چرا افراد هنگام ملاقات امام را نمی‌شناسند؟

زیرا غیبت که به معنای ناشناس بودن حضرت است، اقتضا می‌کند که دیگران حضرت را نشناسند، پس نشناختن حضرت در چنین ملاقات‌هایی طبق قانون غیبت بوده و دلیل نمی‌خواهد؛ زیرا ایشان در حال غیبت‌اند و نباید غیبت و ناشناس بودن، به ظهور و شناسایی تبدیل شود.

در عین حال با اینکه در زمان غیبت به دلایلی که موجب غیبت بازی السا شده، امام مهدی(عج) باید از دیده‌ها مخفی باشند، ممکن است کسانی که مشکل بزرگی دارند یا به مقامات معنوی عالی دست یافته‌اند، به محضر آن حضرت شرف‌یاب شوند.

البته این شرف‌یابی می‌تواند متفاوت باشد، برخی حضرت را می‌بینند ولی نمی‌شناسند؛ گروهی می‌بینند و می‌شناسند و حضرت هم با آنان سخن می‌گوید؛ برخی او را می‌بینند و می‌شناسند و اجازه می‌یابند که با ایشان سخن بگویند، این تفاوت‌ها به دلیل اختلاف درجات معنوی افراد است.

در هر حال دلیل اینکه افراد کمی هنگام ملاقات، آن حضرت را می‌شناسند، آن است که شایستگی دیدن همراه با شناخت، در افراد کمی وجود دارد.

چرا نباید برای دیدن بقیة‌الله(عج) اصرار کرد

*آیا دیدن امام زمان(عج) دارای شرایط خاصی است و نصیب هر کسی می‌شود؟ و آیا ندیدن آن حضرت مصلحتی دارد؟

دیدن امام زمان(عج) در عصر غیبت کبری امکان داشته و اگر کسی توفیق یابد، سعادت بزرگی نصیبش شده است، اما همه سعادت این نیست که انسان شبانه‌روز تلاش کند و خواهان دیدن امام باشد، البته دیدن حضرت سبب نمی‌شود که انسان گناه نکند؛ زیرا برخی انسان‌های معاصر دیگر امامان(ع) با وجد دیدن امام معصوم باز هم گناه می‌کردند و حتی گاهی با آنها مخالفت می‌کردند.

دیدن حضرت تأیید بر کردار درست انسان نیست؛ اگر چه نصیب هر کس نمی‌شود، ندیدن حضرت هم دلیل بر خرابی اعمال نیست، بسیاری از بزرگان، علما و مجتهدان، امام زمان(عج) را ندیدند، ولی چه بسا افرادی که مسلمان هم نبودند، ولی چون به مقام اضطرار رسیدند، حضرت از آنها دست‌گیری کرده و از این جهت امام را دیده باشند.

مهم این است که اگر ما او را نبینیم، او ما را می‌بیند و همین اعتقاد برای ترک گناه کافی است.

احمد ‌بن حسن بن ابی‌صالح خجندی، مدتی در جست‌وجوی امام زمان(عج) شهرها را می‌گشت و بسیار جدی بود و اصرار داشت که به حضور آن حضرت مشرف شود، عاقبت نامه‌ای از طریق حسین‌بن روح به این بازی اندروید مضمون برای حضرت مهدی(عج) نوشت: «دل من، شیفته جمال تو گشته و همواره در فحص و طلب تو می‌کوشم، تمنا دارم جوابی مرحمت فرمایید که قلب من ساکن شود و دستوری در این باره فرمایید».

جواب آمد: «هر کس در خصوص من جست‌وجو و تجسس کند، مرا می‌طلبد و هر کس مرا بیابد، به دیگران بنماید و هر کس مرا به دیگران بنماید، مرا به کشتن دهد و هر کس مرا به کشتن دهد، مشرک شود».

بنابراین احتمال دارد که به صلاح ما نباشد آن حضرت را ملاقات کنیم، چه بسا دیدار حضرت مایه عجب، تکبر و خودپسندی ما شود که خود مایه هلاکت انسان است.

نظر آیت‌الله بهجت درباره علت نقاب دیدار ما با امام زمان(عج)

*آیا اگر از گناه اجتناب کنیم و منتظر واقعی باشیم، امام زمان(عج) به ما سر می‌زند؟

قطعا گناه کردن، مهم‌ترین علت محرومیت از عنایات امام زمان(عج) است، امام مهدی (عج) نیز در توقیع شریفشان به شیخ مفید می‌فرماید: «ما را از ایشان(شیعیان) چیزی محبوس نکرده است، مگر گناهان و خطاهایی که از ایشان به ما می‌رسد و ما آن را ناخوش می‌داریم و از ایشان نمی‌پسندیم».

آیت‌آلله بهجت نیز بیان فرموده‌اند: اگر بفرمایید چرا به آن حضرت دسترس نداریم، جواب شما این است که چرا به انجام واجبات و ترک محرمات ملتزم نیستند؟ او به همین از ما راضی است؛ زیرا «اورع الناس من تورّع عن المحرمات»؛ پرهیزکارترین مردم کسی است که از کارهای حرام بپرهیزد، ترک واجبات و ارتکاب محرمات، حجاب و نقاب دیدار ما از آن حضرت است.

بنابراین اگر ما از گناه اجتناب کنیم و منتظر واقعی باشیم، به مقامی می‌رسیم که غیبت و حضور برایمان فرقی ندارد، امام سجاد(ع) به ابوخالد کابلی می‌فرماید: «ای ابوخالد! به درستی که مردم زمان غیبت حضرت مهدی(عج) آنان که معتقد به امامت هستند و در انتظار ظهور او به سر می‌برند، با فضیلت‌ترین مردم همه زمان‌ها هستند؛ به دلیل اینکه خداوند متعالی عقل و فهمی به آنان عنایت کرده که غیبت در نزد آنان به منزله ظهور و مشاهده گشته است».

از این رو، در حدیث دیگری امام جعفر صادق(ع) می‌فرماید: «هر کس دوست دارد که از یاران حضرت قائم(عج) شود؛ باید که منتظر باشد و در عین حال به پرهیزکاری و اخلاق نیکو مشغول شود».

بنابراین اگر کسی ترک گناه کند و منتظر امامش باشد، از یاران واقعی حضرت به شمار می‌آید، آن‌گاه اگر بزرگترین توفیق الهی او را دریابد، غیبت و و ظهور حضرت برایش تفاوت نخواهد داشت. 
منبع: باشگاه خبرنگاران
مطالب مرتبط
برگزاری سالگردآیت الله بهجت درقم ودیگرشهرها
شباهت‌های امام مهدی(عج) و پیامبران الهی در قرآن
نظر علامه جعفری درباره بدحجابی
حدیث روز/ سخت‌تر از یتیم جدا شده از پدر، یتیمی است که از امامش جدا شده
شعر علی معلم در وصف حضرت زینب(س)
آخرالزمان و نشانه‌های ظهور امام عصر(عج)

سه شنبه 94 بهمن 27 , ساعت 5:31 عصر

1400سال است که دست در دست ولی داریم..  جدید

بیعت جوان با رهبری

قطعا تمسک به ولایت امیرالمومنین(ع) و امید به ظهور فرزندش حضرت مهدی موعود(عج) و همچنین اطاعت از ولایت فقیه بعنوان امتداد ولایت ائمه(ع) در مقطع کنونی، بزرگترین عامل وحدت ملی و پیروزی و سرافرازی ملت ایران در طول سالهای متمادی پس از انقلاب بوده است...

 

« بسم الله الرحمن الرحیم »

 

این روزها یعنی فاصله ی میان روز بزرگ عید قربان و عید غدیر، به نام دهه ی ولایت نامیده شده است.
بر اساس روایات، در این ایام، فرشته وحی حداقل هفت بار پیامبر(ص) نازل شده و به مناسبت حوادثی که در موضوع ولایت و تبیین جایگاه اهل بیت عصمت و طهارت پیش آمده،آیاتی بیان کرده است.


در این میان، انقلاب عزیز اسلامی ما، پرتوی از جایگاه رفیع ولایت را در متن خود حادث کرد و ملت عزیز و ولایتمدار ایران، ثمرات بزرگ این هدیه ی الهی را در مقاطع مختلف انقلاب، با همه ی وجود لمس کرده اند.
قطعا تمسک به ولایت امیرالمومنین(ع) و امید به ظهور فرزندش حضرت مهدی موعود(عج) و همچنین اطاعت از ولایت فقیه بعنوان امتداد ولایت ائمه(ع) در مقطع کنونی، بزرگترین عامل وحدت ملی و پیروزی و سرافرازی ملت ایران در طول سالهای متمادی پس از انقلاب بوده است و بر همین اساس،دشمنان این ملت نیز، همواره سعی کرده بازی دخترانه اند تا با سست کردن اعتقادات مردمنسبت به اصل امامت و ایجاد شبهه در مبانی دینی و اعتقادی از یکسو و همچنین ایجاد مکاتب انحرافی و فرقه های تندرو و مدعی شیعی، اعتقاد مردم به اصل ولایت را سست کرده و با ایجاد شیعه و شبهه و اغتشاش و تبلیغات و ... در موضوع ولایت فقیه نیز خدشه و آسییب وارد سازند.


در این میان بحمدلله تاکنون عنایت حضرت ولی عصر (عج) بر ملت ایران و هوشیاری و راهبری حضرت امام خامنه ای و ایمان و وحدت مردم حول محور ولایت فقیه، موجب شده است که این توطئه های بزرگ و سهمگین، به نتیجه ی مورد پسند دشمنان نرسد، اما بر اساس روایات متعدد که نعمت ولایت را از بزرگترین نعمت های الهی بر مومنین معرفی نموده است، همه ی ما در هر جایگاه و با هر میزان توانایی، وظیفه داریم تا مخصوصا در این دهه ی نورانی ، ضمن بازخوانی وظایف خود، از این نعمت الهی پاسداری کرده و در جهت نشر معارف اهل بیت(ع) و ترویج پایه های نظری و معرفتی امامت و لایت در جامعه بکوشیم و با اطاعت از فرمان ولی امر در تمام عرصه ها عملا شکرگذار این نعمت الهی باشیم.


برای درک بزرگی این نعمت، نگاهی به اوضاع آشفته و ناامن کشورهای اسلامی و همسایه و تسلط جریانهای بی رحم و منحرفی همانند داعش و ... برآنها و همچنین میزان نفوذ و اقتدار جمهوری اسلامی در دنیای اسلام و عزت و عظمت ملت ایران در نگاه قلدران جهانی، کافیست تا قدر نعمت بزرگ ولایت را بدانیم و با دل و جان، آن را پاس بداریم و در این مسیر خداوند بر اساس وعده ی خود یاور مومنان راستین و ثابت قدم خواهد بود.


سه شنبه 94 بهمن 27 , ساعت 5:30 عصر

هیئتِ امام حسینِ سکولار ما نداریم !  جدید

سخنان امام خامنه ای

همزمان با نزدیک شدن به ایام عزاداری سید و سالار شهیدان عالم، مناسب دانستیم تا سخنان راه گشای حضرت امام خامنه ای را که سال گذشته در دیدار با اعضای هیئت رزمندگان داشتند، منتشر کنیم تا انشاالله هیئات مذهبی با سرلوحه قرار دادن این چراغ راه، هیئات را انشاالله پرشورتر و پرشعورتر برگزار نمایند...

 

« بسم الله الرحمن الرحیم »

 

هیئت رزمندگان یک پدیده‌‌ى مبارکى است؛ نَفْس اینکه رزمندگان ما هیئت عزادارى تشکیل بدهند - محور و نقطه‌‌ى ثقل اصلى هم عزادارى عاشورا است؛ بقیّه‌‌اى که فرمودید، اینها حواشى لازم و خوبى است، امّا آن نقطه‌‌ى ثقل، احیاى عاشورا، زنده نگه‌‌داشتن عاشورا و عمق‌‌یابى ژرفاى حادثه‌‌ى عاشورا است - چیز بسیار مبارک و مهمّى است.

یک نکته این است که اصل انتساب هیئت به رزمندگان، یک معناى مهمّى دارد. رزمندگان یعنى کسانى که در مواجهه‌‌ى با دشمن مجاهدت کردند؛ مجاهدت هم اعمّ از مقاتله است؛ مقاتله یعنى جنگ نظامى، مجاهدت مجموعه‌‌اى از انواع مبارزه‌‌ها است؛ جنگ نظامى، جنگ فکرى، جنگ روحى، جنگ اجتماعى، مجموع اینها اسمش مجاهدت است، مجاهدت شامل همه‌‌ى اینها هم هست.

آن کسانى که اهل مجاهدت در راه خدایند - یکى از خصوصیّات مجاهدت و معناى جهاد این است که دشمن در مقابل انسان باشد؛ هر تلاشى را جهاد نمیگویند؛ ممکن است کسى یک کار علمى‌‌اى هم بکند [امّا] جهاد نباشد؛ جهاد، آن حرکتى است که در مواجهه‌‌ى با یک خصم، با یک دشمن، انجام میگیرد - و این خصوصیّت را دارند، این روحیّه را دارند، براى همه‌‌ى اجتماعات وجودشان مبارک است؛ چون اجتماعات بشرى خالى از دشمن نیستند - حالا کم یا زیاد؛ یک وقت مثل ما دشمن زیاد دارند، یک وقت هم این قدر دشمن ندارند امّا بالاخره دارند - و اگر چنانچه این جامعه در درون خود یک نیروى مواجه‌‌شونده و مقابله‌‌کننده‌‌اى داشته باشد که همان مبارزین و رزمندگان و مجاهدین هستند، میتواند احساس امنیّت بکند؛ والّا اگر این را نداشته باشد، مثل بدنى است که در درون خودش آن گلبول‌‌هاى سفید را که مثلاً مأمور به مواجهه هستند، نداشته باشد؛ انواع و اقسام بیمارى‌‌ها بر این جامعه ممکن است عارض بشود. اینکه این مجموعه بیایند براى مسئله‌‌ى عاشورا و مسئله‌‌ى عزادارى حسین‌‌بن‌‌على (علیهماالسّلام) تلاش بکنند و کار کنند و آن را گرم و گرامى و زنده بدارند، این خیلى کار مناسب و لازمى است. بنابراین نَفْس این انتساب، یعنى انتساب هیئت عزادارى به رزمندگان، چیز مبارکى است، چیز خیلى خوبى است، این را رها نکنید و هر چه میتوانید حفظ کنید و نگه دارید.

نکته‌‌ى دیگر این است که اسم هیئت در آن تبادر عرفى، [به معنى‌‌] بى‌‌نظمى است؛ میگویند فلانى هیئتى عمل میکند، یعنى بى‌‌نظم عمل میکند. تقریباً میشود گفت  شما اوّلین کسانى هستید که آمدید این مجموعه‌‌اى را که گویا طبیعتش طبیعت "بى‌‌نظمى" است، تحت نظم درآورید؛ این خیلى چیز خوبى است.

خب، هیئتى بودن - که به اصطلاح تعبیرى از بى‌‌نظم بودن است - به‌‌خاطر چیست؟ به‌‌خاطر این است که وقتى کسى وارد هیئت امام حسین میشود هیچ‌‌کس به او نمیگوید فلان جا بنشین، فلان جا ننشین؛ فلان جور بنشین، فلان جور ننشین؛ کِى بیا، کِى برو؛ کاملاً همه‌‌ى تحرّکات، برخاسته‌‌ى از اراده‌‌ى مردم و خواست خود مردم است که آن هم ناشى از ایمان آنها است؛ این چیز خیلى خوبى است، این را باید نگه دارید؛ یعنى ارتباط هیئت را به ایمان مردم و عشق مردم، و جاذبه و گیرایى خود هیئت و خود این کانون را براى دلهاى مردم باید نگه دارید، این را باید حفظ کنید، یعنى جورى نشود که حالت ادارى و مانند اینها پیدا بکند.

به نظر من مراکز شماها حسینیّه‌‌ها است. شما مرکز ادارى نمیخواهید؛ حسینیّه، هیئت، مسجد، مراکز شما اینها است. یعنى اگر آمدیم ما اینجا را وابسته کردیم به یک اداره‌‌اى و یک ساختمانى و طبقه‌‌ى اوّل و طبقه‌‌ى دوّم و صندلى گردان و مانند اینها، این دیگر هیئت نمیشود؛ میترسم اشکال پیدا بکند، نمیگویم قطعاً هیئت نمیشود، امّا به نظرم میرسد که طبیعت کار هیئت این است که مردم با عشق و شور و اشک بیایند طرف مجلس امام حسین؛ این است که اثر میکند؛ این است که از دلش این انقلاب میجوشد، یا لااقل مزرَع خوبى براى رشد فضائل انقلابى و معارف انقلابى میشود.

  نکته‌‌ى بعد که خیلى مهم است، همین مسئله‌‌ى تربیت نیروها یا حراست از نیروهاى گوینده و خواننده از خطاها و اشتباهات است؛ این خیلى مهم است. واقعاً یکى از گرفتارى‌‌هاى ما این است؛ حالا اسم مدّاحها بد در رفته، مخصوص مدّاحها نیست، مدّاح و غیر مدّاح ندارد. از کسانى که در این ماجراى منبر رفتن و از عاشورا خواندن وارد بوده‌‌اند - اعم از مدّاح و منبرى و مانند اینها - مواردى دیده شده که حرفهاى نامناسبى از اینها صادر شده. یک وقت حالا من و شما نشسته‌‌ایم، یک حرف غلطى هم از دهان بنده مى‌‌آید بیرون، چیزى نیست، [ چون‌‌] دو نفر پهلو هم نشسته‌‌اند، مهم نیست؛ یک وقت نه، ما هزار نفر، ده هزار نفر، گاهى پنجاه هزار نفر مستمع داریم، گاهى این جمعیّت تبدیل میشود به جمعیّتهاى میلیونى به‌‌خاطر انتشار؛ اینجا باید محاسبه بشودکه تأثیر یک حرف غلط و نامناسب بر روى ذهن مخاطب چیست. یک عدّه‌‌اى همان حرف غلط را قبول میکنند، و یک معرفت غلطى پیدا میکنند؛ یک عدّه‌‌اى آن را استنکار میکنند و این استنکار موجب میشود که از اصل دین زده بشوند؛ بین کسانى و کسانى سرِ این حرف اختلاف مى‌‌افتد؛ ببینید، از چند جهت مجارى فساد به‌‌وجود مى‌‌آید براى یک حرف غلطى که یک نفر میزند. از قدیم دیده بودیم ما - مخصوص حالا نیست؛ از بچّگى میرفتیم روضه و پاى منبر - گاهى روضه‌‌خوان‌‌ها روضه‌‌هایى میخواندند که معلوم بود غلط است، معلوم بود خلاف است، امّا میخواندند؛ براى اینکه حالا چهارنفر مستمع دلشان بسوزد و گریه کنند. مگر به هر قیمتى باید این کار را کرد؟ حادثه را بیان کنید؛ با هنرمندى بیان کنند تا مردم دلشان شیفته بشود و منقلب بشود، نه اینکه خلاف بگویند. حالاها هم میشنوم، منبرى یا مدّاح سر منبر خطاب به امیرالمؤمنین میکند و میگوید آقا هرچه دارى از امام حسین دارى! شما فکرش را بکنید! این چه حرفى است و این چه مُهمل‌‌گویى‌‌اى است که کسى این‌‌جور درباره‌‌ى امیرالمؤمنین حرف بزند؟ امام حسین هرچه دارد از امیرالمؤمنین دارد، امام حسین هرچه دارد از پیغمبر دارد؛ چرا نمیفهمند این معانى و این مسائل را؟ آن‌‌وقت ادّعا هم دارند، هرچه هم به دهنشان بیاید میگویند؛ یعنى اینها را خیلى باید به‌‌نظر من بزرگ بشمُریم.

  یک نکته هم همین مطلبى است که آقاى نجات اشاره کردند که درست هم هست. هیئتها نمیتوانند سکولار باشند؛ هیئتِ امام حسینِ سکولار ما نداریم! هرکس علاقه‌‌مند به امام حسین است، یعنى علاقه‌‌مند به اسلام سیاسى است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است؛ معناى اعتقاد به امام حسین این است. اینکه آدم در یک مجلس روضه یا هیئت عزادارى مراقب باشد که نبادا وارد مباحث اسلام سیاسى بشود، این غلط است. البتّه معناى این حرف این نیست که هر حادثه‌‌ى سیاسى در کشور اتّفاق مى‌‌افتد، ما باید حتماً در مجلس روضه آن را با یک گرایش خاصّى - حالا یا این طرف، یا آن طرف - بیان کنیم و احیاناً با یک چیزهایى هم همراه باشد؛ نه، امّا فکر انقلاب، فکر اسلام، خطّ مبارکى که امام (رضوان الله علیه) در این مملکت ترسیم کردند و باقى گذاشتند، اینها بایستى در مجموعه‌‌ها و مانند اینها حضور داشته باشد.

  به هر حال کار کارِ بزرگى است، کار مهمّى است؛ و شایسته‌‌ترین مجموعه‌‌هایى که میتوانند براى امام حسین عزادارى کنند، واقعاً همین مجاهدین فى‌‌سبیل‌‌الله‌‌اند، همین رزمندگانند، همین جوانها هستند؛ و شما این را قدر بدانید و این را هدایت کنید؛ هدایت کنید. این میتواند یک چشمه‌‌ى خورشید و چشمه‌‌ى نورى باشد براى اِشعاع در مغزها و در فکرها و در دلهاى مخاطبین که بتواند اینها را از لحاظ معارف اسلامى و معارف دینى بالا ببرد.

  چقدر خوب است که در محافل هیئتها، به مسئله‌‌ى قرآن - قرآن‌‌خوانى و معارف قرآنى - اهتمام ورزیده بشود؛ چقدر خوب است که در این نوحه‌‌خوانى‌‌ها مضامین اسلامى، مضامین انقلابى، مضامین قرآنى گنجانده بشود؛  یک وقت هست که سینه میزنند و صد بار با تعبیرات مختلف مثلاً میگویند «حسین واى»، خب این یک کارى است امّا هیچ فایده‌‌اى ندارد و هیچ چیزى از «حسین واى» انسان نمیفهمد و یاد نمیگیرد. یک وقت هست که شما در همین مطلبى که [عزادار] تکرار میکند و حرفى که [با آن] سینه میزند، با زبان نوحه و با زبان شعر، یک مسئله‌‌ى روز، یک مسئله‌‌ى انقلابى، یک مسئله‌‌ى اسلامى، یک معرفت قرآنى را میگنجانید؛ او وقتى تکرار میکند، در ذهن او ملکه میشود؛ این خیلى باارزش است، کارى است که هیچ‌‌کس دیگر غیر از شما نمیتواند این کار را بکند؛ یعنى هیچ رسانه‌‌اى واقعاً قادر نیست که این‌‌جور معارف الهى را با جسم و جان و فکر و روح و احساس و عقل و مانند اینها آمیخته کند. لذا کار کار مهمّى است، کار بزرگى است و امیدواریم که ان‌‌شاءالله خداى متعال بهتان توفیق بدهد و شما را مأجور بدارد که بتوانید به بهترین وجهى ان‌‌شاءالله این کار را پیش ببرید.

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته‌‌

 


سه شنبه 94 بهمن 27 , ساعت 5:30 عصر

ماجرای دیدار جرج جرداق با امام خامنه ای  جدید

جرج جرداق

رهبری در آن دیدار گفتند "من قبل از انقلاب از کتاب شما در سخنرانی هایم استفاده می کردم". جرج جرداق هم از آقا و انقلاب اسلامی به عظمت یاد کردند و یک ملاقات استثنایی بود...

 

« بسم الله الرحمن الرحیم »

جرج جرداق نویسنده، ادیب و متفکر سرشناس مسیحی در حالی دار فانی را وداع گفت که نام و خاطره وی با بسیاری از ایرانیان و محبان اهل بیت علیهم السلام در سراسر جهان همراه است. او 17 سال قبل از سوی جمهوری اسلامی ایران برای سفر به میهن مان دعوت می شود و دیدارهای متفاوتی را با مسئولان و شخصیت های علمی، ادبی و فرهنگی ایران به انجام می رساند.

ماجرای دیدار با رهبری از زبان جرج جرداق

جرج جرداق البته 3 سال قبل در مصاحبه ای به بخش هایی از این سفر به ویژه دیدار با رهبر معظم انقلاب اشاره کرده و گفته بود: "در سفری که در سال 1997 به ایران آمدم، با امام خامنه‌ای دیدار کرده و گفت‌وگو کردیم. احساس کردم که به واقع، انسانی بزرگ است، چه، از ویژگی‌های انسان بزرگ تواضع است.... ایشان یک انسان متفکر، فرهیخته، دانا، بزرگوار، وارسته و متواضع بود، همان گونه که شایسته یک رهبر است. در مورد ایشان باید بگویم که او پیرو امام خمینی(ره) است و امام خمینی(ره) هم پیرو امام علی(ع) بود...  در آن دیدار در مورد امام علی(ع) و انگیزه‌هایی صحبت کردیم که موجب شده بود در مورد امام علی(ع) کتاب بنویسم. ایشان کتابم را خوانده و بسیار پسندیده بود و من نیز به این خاطر از ایشان تشکر و به ایشان عرض کردم که بحق، نام شما باید امام باشد و ما از شاگردان شما هستیم."

حجت الاسلام والمسلمین سالار که در حال حاضر معاون بین الملل مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام است، در آن سفر همراه جرج جرداق بوده و خاطرات جالبی از آن سفر دارد.

وی با بیان اینکه ارادت متفکران و ادیبان مسیحی به اهل بیت علیهم السلام اختصاص به جرج جرداق ندارد گفت: شخصیت هایی مانند "سلیمان کتانی"، "آنطوآن بارو" ، "جوزف هاشم" و دیگران با تالیف کتاب، سرودن شعر و ... ارادت خود را به اهل بیت نشان داده اند و جرج جرداق یکی از این افراد به شمار می آید که شایسته است تا زمانی که این افراد در قید حیات هستند از آنها تجلیل نماییم و نسبت به انتشار آثار آنها اهتمام ورزیم.

دعوت جمهوری اسلامی ایران از جرج جرداق

حجت الاسلام سالار گفت: جرج جرداق در بیروت شرقی، منطقه مسیحی نشین لبنان زندگی می کرد. او شهرت جهانی داشت و به ویژه به دلیل کتاب امام علی صوت العدالة الانسانیة جایگاه ویژه ای در میان شیعیان داشت به ویژه آنکه بسیاری از خطبا و سخنرانان نام او را بر روی منابر برده بودند. به همین مناسبت زمانی که من رایزن فرهنگی ایران در بیروت بودم، از طرف جمهوری اسلامی ایران برای سفر ایشان به ایران دعوت به عمل آمد و حجت الاسلام دکتر احمد احمدی برای این امر به لبنان آمد. ما هم به اتفاق ایشان به منزل جرج جرج جرداق رفتیم.

منزل ایشان پر از کتاب های ارزشمند و گرانسنگ بود و همان جا موضوع دعوت از ایشان را مطرح کردیم. که همان جا آقای جرج جرداق از من پرسید: "ایشان(حجت الاسلام احمدی) می داند که من با هواپیما نمی کنم؟" آقای جرج جرداق در آن جلسه گفت: " چندی قبل سفری به اروپا داشتم و یک نقص فنی در هواپیما پیش آمد که از همان زمان عهد کردم دیگر با هواپیما سفر نکنم و مسافرت هایم را با کشتی انجام می دادم تا اینکه یکبار کشتی هم نزدیک کشور قبرص نقص فنی پیدا کرد و ما وسط دریا سرگردان ماندیم! حالا هم با اینکه علاقه مند ایران و انقلاب اسلامی ام اما این موضوع یعنی سفر نکردن با هواپیما، مانع از سفرم به ایران شده است."

سفر به ایران با ماشین!

حجت الاسلام سالار ادامه داد: در آن جلسه من به ایشان گفتم که اگر آمادگی داشته باشید این سفر با ماشین انجام بگیرد، ایشان قبول کرد. خلاصه اینکه با ماشین رایزنی فرهنگی و یک راننده راه افتادیم؛ از لبنان به سوریه و از آنجا به ترکیه و سپس ایران. سفری طولانی بود و در ایران هم از تبریز و لاهیجان و سپس تهران را طی کردیم. وقتی به لاهیجان رسیدیم آقای زین العابدین قربانی که هم اینک نماینده ولی فقیه در گیلان هستند، امام جمعه لاهیجان بودند. از ما دعوت کردند و نشستی با دانشجویان و جوانان داشتیم و من صحبت های جرج جرداق را ترجمه می کردم و بسیار جلسه خوبی بود. حضور در شمال ایران با توجه به مطالعاتی که جرج جرداق درباره دیلمی ها داشت، از جذابیت بالایی برخوردار بود. در تهران هم جلسات خوبی با مسئولان و همچنین شخصیت های علمی و فرهنگی داشتیم.

دیدار با رهبر معظم انقلاب

وی یکی از این دیدارها را دیدار با رهبر معظم انقلاب دانست و گفت: این دیدارها برای آقای جرج جرداق خیلی جالب بود و بعد از بازگشت به لبنان، همیشه از این دیدارها به نیکی یاد می کرد. رهبری هم در آن دیدار خاطرات خودشان را نقل کردند و گفتند "من قبل از انقلاب از کتاب شما در سخنرانی هایم استفاده می کردم". جرج جرداق هم از آقا و انقلاب اسلامی به عظمت یاد کردند و یک ملاقات استثنایی بود.

حجت الاسلام سالار گفت: در یکی دیگر از جلسه ها برخی ناشران و نویسندگان حضور داشتند، به خاطر اینکه جرج جرداق گلایه داشت که بعضی از ناشران کتابش را ترجمه کرده اند اما حق ایشان را نپرداخته اند و می گفت که بی انصاف ها حداقل 2 نسخه از آن را به من نداده اند! در آن جلسه افراد مختلفی همچون مرحوم فخر الدین حجازی، آقای سیدهادی خسروشاهی و تعدادی از اساتید و نویسندگان حضور داشتند و تعدادی از آقایان که آثار ایشان را ترجمه کرده بودند، حق طبع را به ایشان پرداخت کردند.

حضور در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

وی سفر به شهر مقدس قم را گام بعدی در سفر جرج جرداق به ایران بیان کرد و گفت: در قم با اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم جلسه داشتیم که آن موقع آیت الله مشکینی بودند. آقایان استادی، هاشمی شاهرودی، آذری قمی، امینی و رجال جامعه مدرسین حضور داشتند و جلسه خوبی برگزار شد و از آقای جرج جرداق تجلیل کردند. در مدرسه علمیه امام مهدی هم جلسه خوبی با طلاب داشتند. 

وی با بیان اینکه سفر به ایران برای جرج جرداق جذابیت بالایی داشت گفت: او پس از بازگشت به لبنان در برنامه روزانه صبحگاهی که در رادیو فالانژهای لبنان داشت، هر روز به مدت 15 دقیقه درباره سفرش به ایران صحبت می کرد و در برخی مجلات لبنان هم یادداشت و گزارش هایی را از این سفر به چاپ رساند.

جرقه آشنایی جرج جرداق با امام علی(ع)

معاون بین الملل مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام به گفت و گوی خود و جرج جرداق اشاره کرد و اظهار داشت:

از ایشان پرسیدم چطور شد که درباره امام علی کتاب نوشتید؟ پاسخ داد: در مدارس بیروت که در س می خواندم، برخی شاهد مثال های درس ادبیات توجهم را به خود جلب می کرد و نسبت به محتوا و قالب ادبی اش تحت تاثیر قرار گرفته بودم زیرا برایم جاذب و گیرا بود و برایم تازگی داشت و مفاهیم اش برای من قوی و مهم بود تا اینکه پیگیری کردم و متوجه شدم که این کلمات و جمله ها از علی بن ابیطالب است. پس از این بود که به دنبال سخنان و کلمات امام رفتم و خواستم ببینم این شخصیت، کیست که چنین کلماتی دارد و پیگیری های بعدی و آشنایی با شخصیت امام علی باعث شد که این کتاب را تدوین نمایم.

 


سه شنبه 94 بهمن 27 , ساعت 5:29 عصر

برگی از "جهاد اکبر" امام امت (ره)  جدید

امام خمینی

تا نیرو و اراده جوانى دارید مى‏ توانید هواهاى نفسانى، مشتهیات دنیایى و خواسته ‏هاى حیوانى را از خود دور سازید. لیکن هر چه سن بالا رود ریشه گناه در قلب قویتر و محکمتر مى‏ گردد تا جایى که کندن آن از دل ممکن نیست...

 

« بسم الله الرحمن الرحیم »

تا نیرو و اراده جوانى دارید مى‏ توانید هواهاى نفسانى، مشتهیات دنیایى و خواسته ‏هاى حیوانى را از خود دور سازید.
؛ لیکن هر چه سن بالا رود ریشه گناه در قلب قویتر و محکمتر مى‏ گردد تا جایى که کندن آن از دل ممکن نیست.
توبه با لفظ اتوب إلى اللّه تحقق نمى‏ یابد؛ بلکه ندامت و عزم بر ترک لازم است.
با خلق خدا حسن سلوک داشته، نیکو معاشرت کنید و با نظر عطوفت و مهربانى به آنان بنگرید.
با بندگان خوب و صالح خدا نیکى کنید.
کسى که دیگر مسلمانان از دست و زبان و چشم او در امان نباشند، در حقیقت مسلمان نیست.
اهانت به بنده خدا اهانت به خداست.
کسى که دنبال هواى نفس رفت و از شیطان متابعت کرد، بتدریج به صبغه او درمى‏ آید.
اهل آخرت با هم در صلح و صفا هستند؛ قلبهایشان مملو از محبت خدا و بندگان خداست‏
محبت بندگان خدا همان ظلّ محبت خداوند است.
قرآن کریم امانت بزرگ خداست؛ علما و روحانیون امانتدار الهى هستند.
وظایف اهل علم خیلى سنگین است؛ مسئولیت علما بیش از سایر مردم مى‏ باشد.
در روایت است که وقتى جان به حلقوم مى رسد، براى عالم دیگر جاى توبه نیست.
اگر عالمى منحرف شد، ممکن است امتى را منحرف ساخته، به عفونت بکشد.
اگر عالمى مهذّب باشد، اخلاق و آداب اسلامى را رعایت نماید، جامعه را مهذّب و هدایت مى‏ کند.
در نفسى که مهذّب نشده، علم حجاب ظلمانى است.
علم نور است، ولى در دل سیاه و قلب فاسد دامنه ظلمت و سیاهى را گسترده‏ تر مى ‏سازد.
علمى که انسان را به خدا نزدیک مى‏ کند، در نفس دنیا طلب باعث دورى بیشتر از درگاه ذى الجلال مى‏ گردد.



لیست کل یادداشت های این وبلاگ