سفارش تبلیغ
صبا
خدایا ! از تو دانش سودمند و روزی فراخ می خواهم . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ـ در دعایش ـ]
فلسفه انتظار و ظهور امام عصر
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
»» نبرد تن به تن تا پای جان برای آزادی شهر خون، خرمشهر

نبرد تن به تن تا پای جان برای آزادی شهر خون، خرمشهر فرمانده گردان یکم تکاوران دریایی مستقر در شهر خرمشهر می‌گوید: 103 نفر از نیروهایم در خرمشهر به شهادت رسیدند که از این نفرات تعدادی در آغوش خودم شهید شدند، دشمن بی‌هدف همه جا را می‌زد و تقریبا شهر را از دست داده بودیم.

کد خبر: 322317
تاریخ انتشار: 18 آذر 1397 - 00:30 - 09December 2018

گروه حماسه و جهاد دفاع پرس: بدون شک کسی نمی تواند منکر رشادت های مردان بزرگی شود که مرزهای دلاوری را جابجا کردند، تکاوران نیروی دریایی ارتش نخستین رزمندگانی بودند که در زمان اشغال خونین شهر با قایق و حتی برخی با شنا کردن وارد خرمشهر شدند و دشمن را پس از حدود 19 ماه به عقب‌نشینی وادار کردند و انتقام آن همه خونی که در این شهر ریخته شده بود را به خوبی گرفتند، تکاوران ارتش، دریا دلانی بودند که با کمترین امکانات به نبرد بعثی‌های تا دندان مسلح رفتند،‌ یکی از چهره‌هایی که عملکرد یگان‌ تحت فرماندهی‌اش بسیار سرنوشت ساز و حیاتی بود، ناخدا «هوشنگ صمدی» فرمانده گردان یکم تکاوران دریایی مستقر در شهر خرمشهر بود که از اسطوره های دفاع مقدس نیز از او یاد می شود، وی در گفت وگو با دفاع پرس، در مورد خاطرات خود از آن روزگاران می گوید که از نظر شما مخاطبان می گذرد؛

روزهای اول جنگ

من از همان ابتدای جنگ یعنی اول مهر 1359 ساعت پنج و نیم وارد آبادان و از آنجا وارد خرمشهر شدم با 700 نفر تکاور کماندوی نیروی دریایی ارتش، ساعت یازده و نیم به خرمشهر وارد شدیم و همه در جای خودشان مستقر شدند. درآنجا صحنه های دلخراشی را مشاهده می کردم؛ آتش بر سر مردم بی دفاع و بی خبر از همه جا می بارید، برخی می خواستند از شهر بروند اما نمی توانستند چون زندگی شان را باید جا می گذاشتند و می رفتند،‌ پناهگاهی نبود، من نیز به عنوان فرمانده مسئولیت 700 نیرو را بر عهده داشتم و  وظیفه ام دفاع از خرمشهر بود. مورد دیگری که خیلی ناراحتم می کرد این بود مردم را در وضعیت بدی می دیدم، می خواستم به آنها کمک کنم تا از شهر خارج شوند اما زمان کافی وجود نداشت.

از‌جنگ تن به‌ تن با عراقی‌ها تا آزادسازی خرمشهر

هیچ تیری از تفنگ خارج نشود، مگر آنکه به هدف بخورد

 آن روزها، روزهای تلخی از زندگی من بود، با چشمان خودم می‌دیدم که عراقی‌ها خرمشهر را گرفته و هر لحظه به ما نزدیک‌تر می‌شوند و کاری هم از دست من برنمی‌آید. دشمن از چند طرف شهر را زیر انواع آتش گرفته بود و همه جا را می‌کوبید. بی‌هدف همه جا را می‌زدند و تقریبا شهر را از دست داده بودیم و فقط بر خیابان ساحلی تسلط داشتیم اما آنجا هم زیر فشار شدید آتش دشمن بود. دائم با ستاد عملیات تماس می‌گرفتم و نیرو درخواست می‌کردم و آنها هم دائم وعده رسیدن نیرو می‌دادند و خبری هم نمی‌شد. چند روزی می شد که مهمات به اندازه کافی نداشتیم. فرمانداری و پل خرمشهر در معرض آتش مستقیم نیروهای بعثی بود و به دلیل آتش مدام دشمن روی پل، هیچ ماشینی جرأت نمی‌کرد از پل عبور کند. پشتیبانی از ما قطع شده بود. به تکاوران تأکید کرده بودم که در مصرف مهمات صرفه‌جویی کنند. بارها به بچه‌ها می گفتم: هیچ تیری از تفنگتان خارج نشود، مگر آنکه به هدف بخورد.  

هرجا دشمن بود ما هم بودیم

بسیاری از مردم در حال فرار بودند، به یاد دارم زنی را دیدم که دست فرزندانش را گرفته بود و با یک بقچه روی سر و پای برهنه داشت به سرعت از شهر خارج می شد، آتش دشمن یک لحظه قطع نمی شد و لحظات بسیار سختی بود.

با وجود اینکه شهر در آتش می سوخت و در تخریب کامل به سر می برد، ولی ما باید تصمیمات عملیاتی می گرفتیم،‌ حالا ما وارد شهر و جنگ شده ایم، فرمان آمد که باید به شلمچه بروید، یک واحد به شلمچه اعزام کردیم. بلافاصله دستور آمد دشمن از یک مسیر دیگر به سمت شما می آید. درگیری ها از همان ساعت های اولیه شروع شد و توان  واحد پرسنلی من آنقدر نبود که بتوانم تمام دور تا دور خرمشهر را سنگر بزنم و از این شهر دفاع کنم. برای این کار حداقل یک لشکر لازم بود و من یک گردان در اختیار داشتم با تعدادی از نیروهای مردمی و دیگر نیروهای متفرقه که کار بسیار سخت بود.

ما به عنوان نظامی باید از خرمشهر دفاع می کردیم و نباید دست رو دست می گذاشتیم، و فرماندهان باید جمع می شدیم و تصمیم می گرفتیم،‌ درنهایت به این نتیجه رسیدیم که عملیات ما باید چریکی باشد و یک دفاع متحرک داشته باشیم و در واقع هیچ جانیستیم و همه جا هستیم، هرجا دشمن بود ما هم بودیم. وقتی از بعثی ها اسیر می گرفتیم از آنها می پرسیدیم که شما فکر می کردید تعداد ما چقدر است در پاسخ می گفتند حداقل دو لشکر تکاور دارید.

از‌جنگ تن به‌ تن با عراقی‌ها تا آزادسازی خرمشهر

جنگ تن به تن در شهر

جو خاصی حاکم بود، لحظه به لحظه بر تعداد زخمی‌ها و شهدای ما افزوده می‌شد. از نیروی دشمن هم تعداد زیادی به دست نیروهای مردمی و تکاورهای ارتش کشته و زخمی شدند. در برخی جاها جنگ تن به تن رخ می داد. به دلیل حجم آتش شدید پشتیبانی دشمن تخلیه زخمی‌ها و شهدا، همچنین پشتیبانی از نیروهای مقاومت که در سطح شهر پراکنده بودند، مقدر نبود. البته با همه آن‌ها از طریق بیسیم در تماس بودم.

دشمن ناچار شد دستور تخلیه تانک‌هایش را از برخی خیابان‌های خرمشهر صادر کند

اوج درگیری در خیابان 40 متری بود که نیروی زرهی دشمن می‌کوشید با تانک‌های خود آنجا را تصرف و پاکسازی کند. درآن روز عراقی‌ها یک تیپ زرهی به تیپ‌های هجومی به خرمشهر اضافه کردند. که تیپ 6 زرهی بود و فشار را مضاعف کرد تا با تصرف فرمانداری و تسلط بر پل خرمشهر - آبادان، کار را یکسره کند. میدان فرمانداری خرمشهر و پل خرمشهر به آبادان در تهدید کامل بود. تانک در شهر قدرت مانور چندانی ندارد و می‌توان زود آن را از کار انداخت. بنابراین، شکارچیان تانک، به شکار تانک‌های عراقی پرداختند و چندین تانک را از کار انداختند. یکبار در 40 متری خودم یک تانک را دیدم و به یکی از تیم‌های دو نفره شکار تانک گفتم که آن را بزند. یکی از آن‌ها که جوان بود به دقت نشانه گرفت و تانک را زد و منفجر کرد. از شادی به هوا پریدم. جوان را که از نیروهای مردمی بود در آغوش گرفتم و بوسیدم، خیلی خوشحال شدم. اگر درست یادم باشد همان روز بچه‌های ما تعداد 9 تانک و 10 تا 12 نفربر را با آرپی‌جی زدند و منفجر کردند. بنابراین، دشمن ناچار شد دستور تخلیه تانک‌هایش را از برخی خیابان‌های خرمشهر صادر کند.

از‌جنگ تن به‌ تن با عراقی‌ها تا آزادسازی خرمشهر

رودررو شدن با دوعراقی

درمهرماه 59 در یکی از خیابان خرمشهر من با یکی از افسرانم در حال گذر بودیم، از چند روز قبلتر دستور دادم که تمامی افراد برای جنگ تن به تن آماده باشند و سرنیزه ها سر تفنگ بزنند، اسلحه (ژ3 ) دست ما بود و من نیز به همراه 4 نفر دیگر از تیم اسکورت در حال حرکت بودیم، به همه سپرده بودم که لحظه ها صدم ثانیه است، هر آن ممکن است با دشمن رو به شوید آمادگی کامل را داشته باشید و اکثر نیروهایم نیز جوان و زیر 30 سال بودند که تمامی آنها از نظر جسمی در آمادگی کامل به سر می بردند، در حال حرکت بودیم که نبش یکی از خیابان ها با عراقی ها رو به رو شدیم، دو عراقی درشت هیکل ناگهان جلوی ما سبز شدند و من همان لحظه گفتم:بزنید! و دیگر نفهمیدم چه شد که ناگهان هر دو عراقی توسط نیروهای ما با سرنیزه اسلحه زمین گیر شدند. خدا درآن شرایط  خیلی به ما کمک کرد.

نقش پررنگ زنان در دفاع از میهن

به یاد دارم که در آن زمان و بحبوحه جنگ، سر این قضیه چالش داشتم که دختران جوان و زنانی که درخواست داشتند که آموزش ببینند و با ما به جنگ بیایند من صراحتا با آنها مخالفت می کردم و به آنها پیشنهاد می دادم به مسجد جامع بروند و برای ما غذا درست کنند و زخمی هایمان را درمان کنند. در آن شرایط کمک تدارکاتی لازم داشتیم و خوشبختانه بانوان نیز این کار را به خوبی انجام می دادند، در 34 روزی که خرمشهر بودم با توجه به اینکه در هر گروهانم یک آشپزخانه صحرایی بود، ما این آشپز خانه ها را استفاده نکردیم. غذای ما از مسجد جامع و از خانه های مردم تامین می شد و مسجد جامع خرمشهر به نوعی نقش ستاد عملیات را داشت و نمی توان نقش شهید جهان آرا را نادیده گرفت او یک مدیر قوی بود.

از‌جنگ تن به‌ تن با عراقی‌ها تا آزادسازی خرمشهر

لحظات سخت فرمانده

 103 نفر از نیروهایم در خرمشهر به شهادت رسیدند که از این نفرات تعدادی در بغل خودم شهید شدند و لحظات بسیار سختی بود، در «فاو» اسکورت پشت سر من بود و من با دوربین داشتم شهر فاو را دیدبانی می کردم پشت سر ما یک برکه آب بود یک خمپاره به آن برکه اصابت کرد،‌ من همینطور که دوربین در دستانم بود صدای ترکش را شنیدم وقتی برگشتم ناگهان صدایی شنیدم که گفت:آخ! برگشتم دیدم جوانی که در تیم اسکورتم بود بر روی زمین افتاده و دستم را گرفتم به کمرش دیدم بدنش دو تکه شده و فقط یک بار چشمانش را باز و بسته کرد و  سپس در بغلم شهید شد. خودم نیز آسیب دیدم.

از‌جنگ تن به‌ تن با عراقی‌ها تا آزادسازی خرمشهر

عملکرد ارتش راببینید

  برخی فکر می کنند‌ که ارتش با آغاز جنگ تحمیلی و اشغال خرمشهر، در برابر دشمن غافلگیر شد. بنده می خواهم بگویم، نه تنها ارتش غافلگیر نشد بلکه بسیار هم عالی عمل کرد. برای اثبات این سخن شما کافی است وضعیت ارتش ما و ارتش عراق را قبل از آغاز جنگ روی کاغذ بیاورید و ببینید آنها چه داشتند و ما چه داشته ایم و امکانات آنها را با ما بسنجید و به نتیجه برسید.  

زمانی که انقلاب شد ارتش در وضعیتی قرار گرفت که از همه جا به آن ضربه وارد کردند. سوالی که اینجا قابل مطرح کردن است این است که چرا برخی مسئولین در اوایل پیروزی انقلاب تصمیم گرفتند سربازی را از دو سال به یک سال کاهش دهند؟ آیا برای اینکه سرباز خانه ها خالی شود؟ پشت این تصمیم واقعا چه هدفی بود؟ تضعیف ارتش؟ چرا آمدند گفتند هر کسی می تواند در منطقه بومی خود خدمت کند؟ من که فرمانده تانک هستم و رسته ام زرهی است و در لشکر 92 اهواز خدمت می کنم حالا می خواهم بروم اردبیل زادگاه خودم، آیا در اردبیل برای تخصص من جا هست؟ آیا به جای من آدم متخصص در لشکر 92 زرهی آمده؟ جواب این است، خیر. دو لشکر مکانیزه زرهی از جاده شلمچه به سمت خرمشهر می آمد و طرحش این بود روز اول خرمشهر را تصرف کند، فاصله  شلمچه  تا خرمشهر 16 کیلومتر است و این واحد باید حداکثر یک ساعت یا دوساعته می رسید، نه نیرویی و نه مانعی مقابلش بود و به راحتی  می توانست به خرمشهر برسد، چه اتفاقی افتاد که 34 روز با مشکل رو به رو شدند؟ چه کسانی جلوی آنها را گرفتند؟

روز آزادسازی خرمشهر

ما در اوایل جنگ دیدیم که در ورودی خرمشهر تابلو زده اند که جمعیت این شهر 36 میلیون است،‌ اولش تعجب کردم  و بعد دیدم که درست نوشته است مردم آنقدربه پشتیبانی‌ ارتش آمدند که به خودم گفتم همه ایران در خرمشهر جمع شده اند و همین هم بود، از همه اقشار آمده بودند که شامل کاسب،‌ کارگر،معلم، دانشجو و پزشک و... می شد، در واقع همه برای دفاع از میهن خودشان آمده بودند،‌ رزمندگان با قدرت کامل با سه قرارگاه بزرگ و هرکدام در حد یک سپاه عملیات بیت المقدس را آغاز کردند،‌ من در داخل یکی از این قرارگاه ها در ضلع جنوبی به سمت کارون فعالیت می کردم. اول خرداد سال 61 یگان‌ها که از شمال خرمشهربرای تصرف شهر حرکت کرده بودند  وقتی به نزدیکی خرمشهر رسیدند، شهر در محاصره‌ کامل قرار گرفت،‌ عراق در داخل خاکریزی به نام خرمشهر محبوس‌ بود، یا باید کشته می شدند یا اسیر و یا از یک جایی فرار می کردند، رزمندگان ما تمام اطراف خرمشهر را محاصره کرده بودند و یک مسیری رابرای فرار باز گذاشته بودندتا بعثی ها زیاد مقاومت نکنند و پا به فرار بگذارند، در سوی دیگر نیز  اول خرداد تعداد زیادی از نیروهایمان ازآب گذشتند و تعدادی با قایق از کارون عبور کردند و تعدادی با شنا دور از چشم من فرمانده، برای اینکه زودتر به جلو بروند حرکت کردند، به آنها مجوز نداده بودم که جلوتر بروند اما آنها طاقت نیاوردند و به پیش رفتند تا سنگرها و محل تجمع تجهیزات عراقی راشناسایی کنند تا برای حمله آماده باشیم. 

ورود به خرمشهر

ورود به خرمشهر لحظه به لحظه اش خاطره انگیز است، روز سوم خرداد تکاوران وقتی وارد خرمشهر شدند، گویی که روز اول و دوم وارد شده بودند نتوانستیم جلوی آنها را بگیریم. در هر لحظه وقتی وارد خاک خونین شهر می شدیم می دیدیم که یکی سجده می کرد دیگری از فرط خوشحالی گریه می کرد. رزمنده ها همدیگر را بغل می کردند و فضای شور انگیزی شده بود. ای کاش ما اجازه داشتیم دوربین همراه خود ببریم تا این لحظات را ثبت کنیم و اگر من آن لحظاتی که دیدم را ثبت می کردم می توانستیم بهترین فیلم ها را بر اساس این تصاویر بسازیم.

اگر عکسی هم از آن لحظات منتشر شده است، برای این است که برخی از نیروها با دوربین های شخصی و یواشکی دور از چشم من گرفته اند چرا که اگر من می دیدم سخت با آنها برخورد می کردم، در آن لحظات و شرایط حساس کار ما زیاد بود و تمام تمرکزمان بر روی پیروز شدنمان بود و حق نداشتیم به چیز دیگری فکر کنیم،حتی عکاسی و فیلمبرداری. 

مشاور وزیر کشور در امور ایثارگران با بیان اینکه نباید به ترویج فرهنگ دفاع مقدس با نگاه دولتی بنگریم، گفت: ترویج فرهنگ ایثار و شهادت نیازمند نگاه حاکمیتی است.
کد خبر: 269326
تاریخ انتشار: 18 آذر 1397 - 05:10 - 09December 2018
«غلامرضا یاوند عباسی» مشاور وزیر کشور در امور ایثارگران در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی دفاع پرس، با اشاره به اینکه فعالیت‌های امور ایثارگران وزارت کشور  در سه بخش صورت می‌گیرد، اظهار داشت: بخش اول شامل ارائه خدمات به ایثارگران استانداری‌های سراسر کشور و ستادهای وزارت کشور است که در این ستاد‌ها به اجرای قوانین و مقررات در حوزه ایثارگران و برگزاری برنامه‌های آموزشی و فرهنگی برای ایثارگران می‌پردازیم. بخش دوم شامل ارائه خدمات به ایثارگرانی است که به دستگاه‌‌های تابعه وزارت کشور مراجعه می‌کنند و بخش سوم نیز شامل هماهنگی امور ایثارگران در سراسر کشور از طریق استانداری‌ها و شوراهایی است که در استان‌ها تشکیل شده است.
 
وی ادامه داد: مهم‌ترین موضوعی که در استان‌ها در چند سال گذشته به آن پرداخته شده است، توجه به فرهنگ ایثار و شهادت و خدمات‌رسانی به ایثارگران است.
 
بسیج امکانات برای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در سراسر کشور
 
یاوند عباسی گفت: استاندارها و شورایی که با حضور دستگاه‌های مختلف در استان تشکیل می‌شود، موظف هستند که امکانات خود را برای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت بسیج کنند.
 
یاوند عباسی با بیان اینکه جلسات رسیدگی به مشکلات ایثارگران سه ماه یک‌بار در استان‌ها با مدیریت استانداران تشکیل می‌شود، گفت: در این جلسات مشکلات ایثارگران مورد بررسی قرار می‌گیرد. همچنین در خصوص ترویج فرهنگ ایثار و شهادت نیز در استان‌ها شورایی با همین نام تشکیل شده است که به صورت فصلی با مدیریت استاندار برگزار می‌شود.
 
مشاور وزیر کشور در امور ایثارگران با اشاره به قوانین و مقررات حوزه ایثارگران در وزارت کشور اظهار داشت: در این بخش وزارت کشور توانسته نقش مهمی داشته باشد. امروز متاسفانه شاهد این هستیم که برخی‌ها با نظرات غیرکارشناسی و خلاف مصالح ایثارگران در بخش حقوقی باعث کُندی و اختلال در خدمات‌رسانی می‌شوند.
 
وی ادامه داد: در وزارت کشور نسبت به موضوعاتی که باعث می‎شود خدمات به ایثارگران با کُندی روبرو شود، حساس هستیم و با موضوعاتی که خلاف واقع باشد، برخورد خواهیم کرد.
 
باید نگاه حاکمیتی به ترویج فرهنگ ایثار و شهادت داشته باشیم/ ارائه خدمات به ایثارگران در برنامه ششم توسعه/ ابلاغ 2 سند در خصوص ایثارگران در دولت تدبیر و امید
 
تشکیل بخش ویژه‌ای در استانداری‌ها برای رسیدگی به مشکلات رزمندگان یاوند عباسی با بیان اینکه جامعه هدف بنیاد شهید و امور ایثارگران شامل رزمندگان نمی‌شود، گفت: رزمندگان طیف وسیعی از ایثارگران را تشکیل می‌دهند که همواره مغفول مانده‌اند و در وزارت کشور و استانداری‌ها برای رسیدگی و توجه به مشکلات رزمندگان بخش ویژه‌ای ایجاد شده است. مشاور وزیر کشور در امور ایثارگران در پاسخ به سوالی در خصوص برنامه‌های ایثارگران در برنامه ششم توسعه افزود: در این برنامه شاهد مواردی هستیم که سال‌های سال به آن پرداخته نشده و متاسفانه خدمات‌رسانی به ایثارگران همچنان نارسا و در بخش‌هایی تبعیض‌آمیز است. بازی استراتژیک توجه ویژه به رزمندگان و ایثارگران شاغل در برنامه ششم توسعه وی با بیان اینکه در برنامه ششم توسعه توجه خاصی به رزمندگان شاغل در دستگاه‌های دولتی شده است، تصریح کرد: برنامه‌هایی که در برنامه ششم توسعه پیش‌بینی شده، مخصوص رزمندگان شاغل است که متاسفانه شامل رزمندگان غیر شاغل در دستگاه‌های دولتی نمی‌شود؛ به عنوان مثال رزمندگانی که شش ماه در جبهه حضور داشتند، می‌توانند از امتیازات یک مقطع تحصیلی بالاتر استفاده کنند، رزمندگانی که 12 ماه در جبهه حضور داشتند از پرداخت مالیات معاف می‌شوند و برای آن‌هایی که 24 ماه در جبهه حضور داشتند، معافیت از کسورات بازنشستگی پیش‌بینی شده است که این موضوع اتفاق خوبی است. مواردی که بیان شد، فقط  شامل رزمندگان شاغل است؛ همچنین ایثارگرانی که در دستگاه‌های دولتی شاغل هستند از مزایایی همچون فوق‌العاده ایثارگری بهره‌مند می‌شوند؛ این درحالی است که این طرح، شامل ایثارگران غیر شاغل در دستگاه‌های دولتی نمی‌شود.
 
 وی در خصوص حوزه درمان نیز اظهار داشت: اتفاق خوبی در این حوزه صورت گرفته است و خانواده‌های شهدا از صد در صد هزینه‌ها معاف هستند؛ در این طرح فرزند شهید مورد تاکید قرار گرفته است؛ اما خانواده فرزند شهید دیده نشده است.
 
باید نگاه حاکمیتی به ترویج فرهنگ ایثار و شهادت داشته باشیم
 
یاوند عباسی خاطرنشان کرد: در این دولت دو اتفاق خوب به وقوع پیوست؛ اول تصویب و ابلاغ سند راهبردی رزمندگان و دوم ابلاغ قانون جامع خدمات رسانی به ایثارگران.
 
مشاور وزیر کشور در امور ایثارگران درباره فعالیت دستگاه‌های فرهنگی در ترویج فرهنگ دفاع مقدس اظهار داشت: دستگاه‌های متولی در حوزه گسترش فرهنگ ایثار و شهادت تلاش‌های زیادی کردند؛ اما به دلیل اینکه با یکدیگر همکاری ندارند، تلاش‌های آن‌ها حاصل چندانی در پی نداشت. خیلی از کارهایی که در حال حاضر در کشور انجام می‌شود به صورت موازی است که این موضوع باعث هدر رفت اعتبار و انرژی می‌شود.
 
باید نگاه حاکمیتی به ترویج فرهنگ ایثار و شهادت داشته باشیم/ ارائه خدمات به ایثارگران در برنامه ششم توسعه/ ابلاغ 2 سند در خصوص ایثارگران در دولت تدبیر و امید 
یاوند عباسی با بیان اینکه نباید به ترویج فرهنگ دفاع مقدس با نگاه دولتی بنگریم، گفت: ترویج فرهنگ ایثار و شهادت نیازمند نگاه حاکمیتی است. ما نباید بگذاریم فرهنگ ایثار در خاکریزها بماند. این فرهنگ باید اجتماعی شود و اگر بتوانیم آن را در حوزه‌های مختلف وارد کنیم، یقینا می‌توانیم بسیاری از مشکلات را حل کنیم.
 
وی در ادامه گفت: اگر بتوانیم فرهنگ ایثار و شهادت را در بین خانواده‌ها رواج دهیم، میزان طلاق در جامعه به نحو چشمگیری کاهش خواهد یافت.
 
مشاور وزیر کشور در امور ایثارگران تصریح کرد: ما امروز دور ایثار و شهادت یک حصار کشیده‌ایم و نتوانسته‌ایم به خوبی این فرهنگ را به جوانان معرفی کنیم؛ ظرفیتی که در حوزه ایثار داریم، بی‌نظیر است و در هیچ جای دنیا چنین ظرفیتی وجود ندارد.
 
باید نگاه حاکمیتی به ترویج فرهنگ ایثار و شهادت داشته باشیم/ ارائه خدمات به ایثارگران در برنامه ششم توسعه/ ابلاغ 2 سند در خصوص ایثارگران در دولت تدبیر و امید
 
مدیریت جهادی و اقتصاد مقاومتی در دوران دفاع مقدس امتحان خود را پس داد
 
یاوند عباسی با بیان اینکه در دفاع مقدس، مدیریت جهادی و اقتصاد مقاومتی توانست به خوبی اجرا شود، خاطرنشان کرد: در دوران دفاع مقدس با کمترین امکانات توانستیم جنگ و کشور را اداره کنیم و امروز هرجا مدیریت جهادی وارد کار شده است، توانسته‌ایم خوب عمل کنیم.
 
وی ادامه داد: اقتصاد مقاومتی در زمان جنگ امتحان خود را پس داد. زمانی بود که ما نمی‌توانستیم حتی سیم خاردار خریداری کنیم؛ اما امروز به جایی رسیده‌ایم که موشک‌های ما تن دشمن را به لرزه درآورده است.

یاوند عباسی گفت: بیشترین تحریم‌ها در طول دوران دفاع مقدس در حوزه دفاعی بود؛ اما امروزه بیشترین پیشرفت را در همین حوزه داشته‌ایم که مهم‌ترین دلایل آن، مدیریت جهادی و اقتصاد مقاومتی است.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » منتظر آقا ( یکشنبه 97/9/18 :: ساعت 9:7 عصر )
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

ماجرای 13 تن ایرانی آزاده که در یک روز با هم به شهادت رسیدند
زمان دفاع مقدس مردی در خانهمان نمانده بود، همه رفت بودند جبهه
نبرد تن به تن تا پای جان برای آزادی شهر خون، خرمشهر
دفاع مقدس: روایت زندگی سردار شهید \خلیل حسن بیگی\
تحلیل اسلامی: هیئتِ امام حسینِ سکولار ما نداریم !
تنها دو قدم تا رضایت امام زمان (عج) بازی جراحی روح
جدید پرسش و پاسخ از علامه کورانی در مورد مهدویت و ظهور
ظهور سفیانی در شام نزدیک است+سند جدید
[عناوین آرشیوشده]